حكيم فريد الدين
60
طب فريدى ( فارسى )
خوردن دافع تشنج و تمدد است البته سفرجل با روغن بادام تمريخ كردن فقرات را نيز خروع روغن تخم او سعوط كردن و شربا و عرق كردن سر مريض را با آن دافع تشنج است شعير مر تشنج يابس را غذا كردن با بادام و شكر نيز فوتنج برى با عسل و شكر خوردن و طبيخ او را ناشتا خوردن دافع امتلائيست دم السلحفات و جندبيدستر مر امتلائى را بالخاصيه حلبه لعاب آن با روغن بادام بر قفاى صاحب تشنج يابس مروخا نيز ضروا روغن آن با ماء العسل شربا مر امتلائى را نيز شمع احمر در اوقيه زيت عتيق يك رطل فرفيون يك اوقيه مرهم ساخته ضماد كردن بر قفا نافع تشنج رطب است زيت عتيق و جندبيدستر ماليدن مر دافع تشنج رطب امتلائى را برنجاسف با برگ غار و برگ ترنج نشتن در طبيخ آن نيز قنطوريون طبيخ دقيق آن شربا مر امتلائى را نيز غار نشستن در آب او چنانچه گذشت شيح جلوسا در طبيخ آن با مرزنجوش و غار نيز به ورق با زيت مروخا نيز تراب القى محلول در زيت عتيق ماليدن بر قفاى مريض نيز دهن القسط شب و روز بمرات بر قفاى متشنج امتلائى نيز خربق اسود انفع ادويهست تشنج امتلائى را آب زراوند مدحرج شربا نيز خصى الثعلب خوردن و بعده شراب اسود نوشيدن و با فلفل و شراب خوردن نيز باداورد تخم او مر امتلائى را و بيخ آن و برگ آن وقتى كه طبخ داده شود نافع است مر رطب را سوسن ابيض بيخ آن با عسل و